



.jpg)
نظریه تکمیلی
اخیرا در یکی از سایتهای شهرمان( سقز) چند نفری از عزیزان همشهریم اقدام به معرفی یکی از آثار باستانی این دیار کهن نمودهاند که خوشبختانه مورد توجه بسیاری از بینندگان قرارگرفته است .
من نیز به آنها دست مریزاد می گویم اما از آنجا ئیکه هر آثار باید دارای پیشینه و اسناد معتبری باشد تا بینندگان و خوانندگان سایتها که خوشبختانه جهانی اند و دیگر مثل سابق برده نابینای کور کنندگان نیستند و من شخصا دوست ندارم مطالبی بدون اساس و بی سند ومدرک درمعرض دید محققان و دانش پژوهان و دانسجویان و ... قرار گیرد. درمقالات انتشار یافته در نشریه راگه شهرداری و سایتها ، ساخت بنای مسجد دومناره سقز را به عارف ربانی و فیلسوف زمان مرحوم شیخ حسن مولان آباد صاحب قرآن نفیس (ام القرآن) منسوب دادهاند که با توجه به اسناد موجود که کپی آن به سمع و نظر عزیزان میرسد این قضیه کاملا منتفی و اصلا ساخت مسجد دومناره ربطی به مرحوم شیخ حسن مولان آباد ندارد.
از این جهت لازم است گفته شود کسانیکه اقدام به معرفی آثاری می نمایند چه خود نویسنده باشند یا بازگو کننده درست ترین راه ، بررسی دقیق ، بر روی آثار است چون اگر در بررسیها و تحقیقات فقط به نوشتههائی از فرد توجه شود در بیان حقیقت نا همآهنگی و آشفتگی پدید می آید . از این رو برای تعقیب شێوه درست ، وجود مآخذواسناد ضروریست چون بینندگان ایتها ممکن است به اتکاء چنین نوشتههائی ، نسل های آتی آنها را حجت قرار دهند در صورتیکه لازم میگردد نویسنده با نوشتههایش دریچه اطمینانی برای مردم باشد.
در هر حال جهت اثبات مطالب بالا اینک کپی در زمینه بنیانگزار از بنای مسجد دومناره خدمت دوستداران و طالبین مسائل فرهنگی سقز ارائه می گردد.
برابر مفاد این اسناد بنیانگذارمسجد دومناره مرحوم (شیخ حسن کاکه سوری) از مشایخ معروف منطقه در دوره افشاریه می باشد . و مرقد یکی از نوادگان مرحوم شیخ حسن کاکه سوری بنام (جناب شیخ سید عبدالحکیم گول چهرمو) در ضلع شمالی ایوان مسجد مدفون و مقبره این شیخ و سید محترم از قدیم الایام تا کنون هر چهار شنبه زیارتگاه رهروان و پیروان و نیازمندان در سقز و اطراف سقز می باشد.
محمد صدیقی (پهپوو)
سقز 6/8/88
به بهشداری شاعیرانی سهقزی رۆژی جیهانی مناڵان له شاری بانه بهرێوه چوو
بنکهی ئهدهبی فهرههنگی بانه رۆژی 16 رهزبهر شهوه کۆڕێکی بۆ مناڵانی شاری بانه به بهشداری شاعیران ونووسهرانی شارهکانی سهقز ، بانه ، مهریوان ، بۆکان ، مههاباد ، سهردهشت و ورمێ بهرێوه برد
ئهم کۆڕه له هۆڵی گشتی ئیدارهی ئیرشادی شاری بانه کاتژمێر 8 شهو به بهشداری مناڵان و بنهماڵهکانیان به پێش کهش کاری سۆران حسهینی دهستی پێ کرد
لهوکۆڕهدا پتر 19 کهوس شێعرو چیرۆک و وتاریان پێش کهش کرد که له گهڵ شاعیران و نووسهرانی دیکهی کوردستان چوارشاعیر و نووسهری سهقزی ش بهشداری چالاکانهیان تێدا کرد که بریتی بوون له بهرێزان مامۆستا عومهر فارووقی ، کاک دهروێش فههیمی ، کاک کهریم گهنعهلیپوور و کاک حهسهن ئهمینی .
ئهم کۆڕه که ههتا کاتژمێر 12 شهو درێژهی ههبوو سهرهرای ئهوهی بلیتیشیان دهفرۆشت بۆ بهشداربوون لهو بهرنامهیه دیسانیش خهڵکێکی زۆر هاتبوون که له بهر نهبوونی جێگا له دهرهوهی ساڵۆن مانهوکۆڕهکه به ناواخنی چهند سروود و بهرههمی جۆراوجۆری مناڵان و دابهش کردنی خهڵات بهسهر بهشداران دا کۆتایی پێهات






|
در کوچه های گمشده شهر من سقز |
برای ما بچه های کوچه میان قلعه سقز صبح که میشد زندگی آغاز می گشت . مثل اینکه زنگ مدرسه را زده باشند در یک آن درهای منازل کوچه باز می شد و وارد کوچه میشدیم .کوچه های ساده که با آب درون آفتابه های مسی توسط دختران دم بخت و یا زنان زحمت کش کو چه هایمان آب پاشی و جارو کشی میشد .آن زمان در کوچه ها نه از سیمان خبری بود و نه از آسفالت ، آنچه بود خاک بود و خاک با بوی نمناک آن .زندگی ما بچه ها در کوچه شکل می گرفت و ما ماًمور و نگهبان و پاسبان محله شده بودیم . اگر غریبه ای یا بیگانه ای از آن کوچه می گذشت او را زیر ذره بین می گرفتیم و چهار چشمی او را می پائیدیم تا ببینیم به چه منظوری به این کوچه آمده است ؟بازی که تمام می شد ساعتی تنفس و آنتراکت بود تا اینکه پدر بعلت خستگی کار روزانه پلکهایش بعد از ناهار سنگین می شد ،دوباره کوچه بود و کوچه .ظهر بازی رنگ بخصوصی داشت .گاهی درهای خانه های مردم را می بستیم و گاهی آنها را می زدیم و سریع از این کوچه به کوچه دیگری فرار می کردیم بارها شاهد گله همسایه ها بودیم و چه ناسزاها که نثارمان نمیکردند! هر چند فرزند خود آنان نیز در این عمل با ما سهیم بود .در هنگام استراحت پشت پنجره های شیشه رنگی که انوار آفتاب به صورت متلون به صورتمان میخورد چه بسا از آن رنگهای پخش شده بر روی صورت یا لباسهایمان لذت می بردیم .خانه ما هشتی داشت ، تاقچه داشت و دیوارها ضربی بودند و دالانها محل نگهداری کوزه های آب خنک و ظرف دوغ و اگر فصلش بود و میوه ای دست میداد در آنجا زیر سبد ها پنهان میشد .امروز بعد از سالها فرصتی دست داد تا بار دیگر سری به کوچه کودکیم بزنم و خاطرات دوره کودکی و نو جوانی و جوانیم و بچه های محله ام را در ذهنم مرور کنم . هر چه گشتم جز یکی دو خانه از آثار گذشته را نیافتم راستی چه فجیع خانه ها پر پر شده بودند و کوچه کودکیم در گیر توسعه و مدفون ، ناگهان خود را در کوچه کودکیم غریبه و بیگانه یافتم و حس کردم این عطیه تمدن است که کوچه کودکیم را منهدم و بی اثر نموده است .آیا کوچه کودکیم اینطور بود؟! برام باور کردنی نبود خانه های خاکی محله قدیم کودکیم به هیولائی تبدیل شده که سر به آسمان می ساید .
مناظر پر از خاطره محله ایکه بسیار دل انگیز بود بد منظره ای تبدیل شده بود . نگاهی به دور و بر انداختم نه آشنائی بود
و نه بچه ای که بازی کند ونه دری باز که بتوانم سئوالی کنم . قدمهایم را تند و تند بر داشتم و متفکرانه از آن محله گذشتم و پیش خود بخاطر آوردم تحقیقات و نوشته ها و گفته ها را که زمانی سقز با آن کوچه و آن مردمان سخت کوش پایتخت ماد و هوخشتره پدر کردان دنیا در این شهر زیسته و پادشاهی کرده و در همین شهر مرده و مدفون گشته است و برج و باروها و قلاع زیادی را به یادگار گذاشته است .بعد به یاد مردم محله ام افتادم که مردمانی خونگرم و صمیمی و با صفا و سخی طبع که در خانه های خاکی و محقر و خوش منظر و ساده در دامنه نارین قلعه و در کنار رودخانه سقز و پیرامون باغچه ها و بوستانهای فراوان به سادگی زندگی میکردند ،همه آن مناظر و پاکیها قربانی شد و از آن مردمان ساده و صمیمی و مهمان نواز و اهل علم و معرفت و مسجد، جز مسجد دومناره با آن هیبت و هیکل تکیده تنها ابنیه سر پا و قدیمی دیگر آثاری نیافتم .در کوچه کودکیم کل دروازه ها زیبا و محکم دارای چفت و کلوم بودند .خانه های قدیمی محله دارای پنج دری با شیشه های رنگی بود صاحبان خانه ها اعتقاد داشتند شیشه های رنگی علاوه بر زیبائی از ورود پشه بداخل منازل جلو گیری می کند و چشمان پشه ها در مقابل رنگها کور و گمراه میشود . یادم می آید هر غروب چراغهای پیه سوز و بعدها چراغهای لامپا را تمیزو روشن می کردندو برای روشنائی بازار و کاروانسراها و راسته ها با چوبی بلند هفتاد چراغ (فنر )را روشن و آویزان می نمودند که صبح زود آنها را بر میداشتند .کنار تنها خیابان سقز جوی آبی بود که سپورهای شهرداری ازآب آن جوی ، خیابان را که سنگ فرش بود آب پاشی می نمودند .هرمحله را جوانمردی از اهل محل اداره می کرد این قلندران که نیرومندو دارای مریدانی ، حافظ حقوق محله بودند . گفتیم خانه ها از هشتی وارد میشدی که گاه خود هشتی دارای دو یا سه در بود.
که به بیرونی و اندرونی و اتاق نشیمن صاحبخانه و بام خانه راه داشت .بیرونی خانه از یک حیاط مشجر ، چند اتاق شاه نشین و سالن کوچکی که مخصوص پذیرائی بود تشکیل میگردید .که این خانه با یک دیوار کوتاه و یک در کوچک حیاط بیرونی به حیاط
ا ندرونی راه پیدا میکرد .اندرون عبارت بود از یک حیاط کوچک و چندین اتاق ،حمام ،آبریز گاه ، انباری و یک اتاق ارسی. در هر محله سقزآرامگاه یک شخصیت دینی متوفی وجود دارد که اهالی روزهای چهار شنبه به زیارت آنها می روند و نیازهای مادی و معنوی خود را از درگاه خداوند طلب می کنند این مراقد با همان ترتیب در محلات قدیم روزهای چهارشنبه درهایشان بر روی زوار باز می شود در محله میان قلعه و داخل مسجد دومناره مرقد سید ابوالحکیم(عبدالحکیم )، در محله سرقبران مرقد پیر غزائی، در محله خیابان ساحلی مرقد پیر شلالی، در محله کاراژ مرقد پیر محمد، در مرحله کاظم خان و سر پچه مرقد شیخ محمود و مرقد کاک احمد شیخ و در محله بازار پائین مرقد حاج شیخ مصطفی نقشبندی و در محله جذامیان در مسیر راه روستای کانی کبود مرقد کبود سوار قرار دارد .در گذشته اطراف شهر سقز را، یکسر بوستانها و چنارستان و بیشه زار و موستان فرا گرفته بود و در تابستان دسته دسته مردم جهت خوردن میوه های بوستانی و خرید سبزیجات به باغچه های اطراف می رفتند .این مناظر زیبا و سر سبز نمای زیبائی به شهر بخشیده بود . سقز در قدیم بیشتر به یک شهر ییلاقی شبیه بود بهمین مناسبت وقتی شناسنامه صادر شد تعدادی بر اساس شغلی که داشتند شناسنامه اشان، بوستانچی و باغچه بان داده شد .در گذشته در فصل زمستان برف زیادی می بارید و کار و بازار و مغازه ها تعطیل می گشت و اکثر در منازل کار می کردند برعکس زمستان در فصل پائیز بعلت پائیزه بازار که فصل خرید روستائیان بود تا پاسی از شب کار صورت میگرفت .در تابستان از آب رودخانه برای شستن لوازم و فرش و شنا استفاده میکردند و در زمستان هم که سراسر رودخانه را یخ می بست از پیر و جوان سٌر سٌره بازی می کردند در نهایت تلاش چند ماه کار و کوشش برای ذخیره زمستان از واجبات مردم شهر بود .در هر حال با این اوصاف شهر ما سقز شهر آرامی بود فقط در ایام عروسیها لوطی ها(هنرمندان) با زدن دهل و سورنا هیاهوی خاصی به مجلس می بخشیدند علاوه برمساجد زیادی که در محلات وجود داشت یک کلیسائی نیز در محله یهودیها قرار گرفته بود که محله یهودیها خانه هایشان کیپ هم که امروز نیز با وصف اینکه آثاری از محله باقی نیست دور و بر مسجد شیخ مظهر را محله موسائی ها می گویند .در قدیم سقز پر از رجال بزرگ و تجار کار آمد و علمای طراز اول و دانشمند و شاعر و ادیب بود .امروز دروازه ها را بر داشته اند ،اتومبیل ها ببخشید (ماشینهای آخرین سیستم )مدام شب و روز در رفت و آمدند .دیگر از گاری و درشکه و خرکچی خبری نیست جای آنها را سه تایری و تاکسی و تاکسی بار و می نی بوس و اتوبوس گرفته است خیابانهای کج و معوج را فقط عریض کرده اند که در زمستان عبور و مرور واویلا ، سطح تصادفات بی نهایت!دیگرامروز در سقز از قلندر و جوانمرد و لوطی خبری نیست اگر هم باشد فقط نزد خواص .اگر از من بپرسید که شهر سقز امروز چگونه است خواهم گفت یک شهر غربزده است چون نمای ساختمانه ها همه غربی. چند حمامی از حمامهای گذشته باقی است و دیگر سربازها را به ردیف که در صف حمام می ایستادند نمی بینی و در کل حمامها بی مشتریند .بیشتر شهر شده پاساژ که در آنها اجناس غربی که همه از کشورهای اروپائی واردرد می شود جلوه جالبی به مغازه ها داده است در قماش فروشیها که اکثریت مغازه های سقز به آنها تعلق دارد اثری از لباس و پارچه های چیت ،کودری،کرباس، اطلس ، فا ، حریر ،قنوس ، مرینوس و ...نیست جای آنها را پارچه های پلاستیکی و قیری پر کرده است .شهر جوش و خروش دارد اما با صدای بوق ماشینها سه اف ها و مٌدهای ماشین وآپارتمان نشینی در این شهر همه چیز را بهم ریخته از این ببعد باید داستان پهلوان شکره سقزی را در تاریخ خواند .کاروانسرا همه ویران و بازارها مدرن و پاساژها در طبقات مختلف مثل قارچ در سقز سبز می شود . دیگر هیچ خانه ای هشتی و بیرون و اندرون و طاق و درب قدیمی ندارد منبعد در مجلات و کامپیوتر باید سراغ آنها را گرفت اگرآنهم وقتی و طالبی باشد !عزیزان نماد سقز بکلی تغییر کرده و بیقواره بزرگ شده، مساجد نیز به پیروی از مدرنیته چند طبقه شده اندو برای رسیدن به صحن مسجد باید پله های چند طبقه رابدون آسانسور بالا رفت .امروز آنچه از سقز قدیم باقی است مجموعه ای از خاطرات است که نزد معمرین یافت می شود و اگر بسراغ آنها هم نرویم این خاطرات نیز در ذهن آیندگان محو می گردد .اصناف سقز در گذشته صفا و یکرنگی و تفریح و گرد هم آئی پنجشنبه و جمعه داشتند ،که جای آنها را مسافرتهای..... گرفته و در کل زندگی در سقز ماشینی شده و حتی آژانسهای تهیه غذا و خوراک نیز کار پخت و پز غذاهای قدیمی را بر عهده گرفته اند . سقز امروز هیچ شباهتی به سقز گذشته ندارد، سیل مهاجرت روز بروز افزایش یافته و محله ها مثل قارچ روئیدند و میرویند دیگر جائی برای نفس کشیدن باقی نمانده مشاغل کاذب و ویرانگر فراوان و پیش بینی می شود این وضع چنانچه تداوم یابد نسل آینده ما باید هوای پاک و سالم و کل فرهنگ و فولکلور این منطقه را در افسانه ها جستجو کنند .حال سئوال این است چه تدابیری و چه برنامه ریزی لازم است اندیشه شود تا بیشتر از این شهر من سقز، فدای تمدن نشود .چون اکنون کوچه هایش پژمرده ، تاقهایش شکسته ،و جوانمردیها و پهلوانهایش فرو مرده اند و از این رفتنها ، جوانی سر بر افراشته که یگسوئی خاکستری دارند ،لباسهای هفت رنگ می پوشند ،سر به آسمان می سایند ،از فرط بیکاری در خیابانها و کوچه ها و کافی شاپها پرسه می زنند و جائی برای نفس کشیدن ندارند .در نهایت باید دانست شهر من سقز دارد خفه می شود ، با این همه بار ترافیک و ماشین و کمبود جای پارک و تصادفات و در گیری با ماًمور از نفس افتاده ،هنوز جوانی را طی نکرده غبار پیری بر گرده اش نشسته در حالی که مصنوعی می خواهد جوانی خویش را به تماشا بگذارد . دیگر در سقز از برفچال و یخچال و و سرداب و زیر زمین خنک و سبد های ترکه ای و باد بزن حصیری و ...خبری نیست جای آنها را کولر های آبی و گازی و برقی و شوفاز و پگیج و تلویزیون های متنوع رنگارنگ در سایزهای بزرگ ، ریسیورو سی دی های دیجیتال وانواع موبایل ..... پر کرده .دیگر برای نذر و نیازها کلوچه های محلی و دندونی و مراسم ختنه سوران و ....را نمی بینی چون امروز جوانها در لونا پارکها و بولینگها و فانفارها اوقات فراغت خود را سپری می نمایند . حال جای سئوال دوم اینجاست آیا مسئول این همه بی برنامگی ، ندانم کاری ،و تصمیمات غلط کیست؟ راستی من از دیدن این همه آپارتمانهای چند طبقه خسته شده ام و از شلوغی ماشین و نبودن جا برای زندگی به تنگ آمده ام در پایان تنها می توانم بگویم بگذار شورای شهر و شهردار و میراث فرهنگی و باستان شناس و دیگران شهر را به آپارتمان ، در آینده گورها را چند طبقه کنند و فضای تنفس را از ما بگیرند باز هم سقز شهر من ،سقز است و من و دیگران در این شهر در کوچه های آن زندگی ها باخته ایم و درسها آموخته ایم پس حق دارم نگران تصمیمهایتان باشم .راستی ، راستی خوشا به حال آن دیوانه ای که خانه خود را به آتش کشیده بود و بر بام آن با قهقهه می خندید .
همشهری شمایان –محمد صدیقی (په پو )
سقز مهر ماه سال 1388
مسائل شهر سقز
شهر سقز اساسأ یک شهر پایکوهی است در ارتفاعی بین 1400 تا 1500 متر میان کوهها جای گرفته که از طرف مغرب به تپه ً مالان و پادگان و از مشرق به جاده سنندج و روستا های کهریزه و جنت دره و از شمال به جاده بوکان و روستا های آلتون و صالح آباد و از جنوب به رودخانه سقز و روستاهای کانی کبود و خیدر می رسد .سقز با مواضع طبیعی به حسب قلمرو توسعه از ناحیه جنوبی بر خوردار است .شهر کنونی سقز با توسعه نا بجا و قارچ گونه متاً سفانه همه نشانه های طبقاطی شدن را در خود می پروراند ، که بدون تردید در آینده بد ترین اثر اجتماعی و روانی را بدنبا ل خواهد داشت .موقع عمومی شهر سقز به هیچ وجه مستعد گسترش شهری در سه طرف شرق و غرب و شما ل را نداشته ولی با سوداگریها و ندانم کاریها و هجوم بی رویه روستائیان به شهر، سقز را به شهری بی منفذ تبدیل کرده است .امروزه برای شهر سقز کنونی محدوده یک ضرورت است . بی نظمی حاکم بر شهر مسائل خاصی را به وجود آورده و جامع مشکلات گشته از جمله :مشکلات تراکم شدید جمعیت در مرکز شهر – آلودگی فیزیکی و فرهنگی و روانی – توزیع ناموزون خدمات و تاً سیسات در سطح شهر -فشار بیکاری آشکار و پنهان در میان جوانان و تحصیل کردگان –مهاجرت و هجوم سریع جمعیت –کار برد نادرست از اراضی اطراف –پیدایش محلات با اسامی غیر تحمل -ملاحظات سیاسی و مقتضیا ت روز در امر قاچاق – ماشین های سه اف و اختلال در نا امنی در خیابان و جاده ها – حرکات وحشت آفرین و ایجاد ترافیک های غیر ضرور –مدیریت نا محسوس - تملک بی مورد و ...........
مشکل زیبائی شهر
سقز امروز بلحاظ سیما یکی از زشت ترین شهرهای استان کردستان است .بی خصیصه سقز آرامش یک شهر عادی را ندارد سابق اگر افق یک شهر باستانی و توریستی را داشت ، بی تردید امروز بد ترین ویژگی آن پر مقو له رشدی است ، زیرا با کمال تاً سف چنان عمل کرده اند که مختصر زیبائی های طبیعی این شهر کوهپایه ای را فرو کشته اند .اگر از چند عامل زیبائی سقز و حومه بگذریم سقز به لحاظ زیبائی فقیر و غیر جاذب است .حتی در آپارتمان سازی های هم چشم نیز رعا یت موضوع زیبائی به چشم نمی خورد و در کل در مورد ساختمان سازی از اصلوب زیبائی سازی استفاده نگشته است .و خلاصه باید گفت شهر سقز بی نماد گشته که ضرورت کنترل در این بابت کاملاً محسوس می باشد .
تاًمین فضای سبز سه مسئله را می آفریند :
1- تاًمین فضای سبز باز در داخل شهر مخصوصاٌ در میادین و زمینهائی که بلا صاحب و شهرداری بطریقی قیم آنهاست در صورتی که سوداگری زمین در میان نباشد و اگر شهرداری با مجوز یا بی مجوز زمینهای در تصاحب خود را به این و ان نفروشد به سادگی میشود حفظ محیط نمود .
2- مسئله ی فضای سبز ( باغچه – باغ -پارک ) در داخل شهر خوشبختانه در این زمینه مردم گرایش به باغچه سازی در حیاط منازل پیدا کرده اند ، ولی دو –سه سالی است روند رو به رشد آپارتمان سازی و تخریب منازل قدیمی صدماتی به فضای سبز باغچه ها زده است در گذشته کل اطراف شهر باغچه و سبزی کاری بود که با توسعه شهرنشینی این مهم نیز از بین رفت .بلحاظ پارک نیز در سالهای اخیر از رشدی معقول بر خوردار بوده ، معهذا به سبب گرایش بیش از حد ظرفیت مردم به خریدن ماشینهای شخصی متاً سفانه پارکها نیز اهمیت و کیفیت خود را از دست داده اند .بنابراین می طلبد در شهرکها و در مناطقی از درون شهر پارکک هائی ساخته شود . اصولاً شهر سقز به دو پارک وسیع با روند رشد جمعیت نیازمند است . اگر برنامه منظمی برای این منظور پیش بینی نشود هیچوقت سقز شهر زیبائی نخواهد بود .
3- چون در سالهای اخیر بافت داخل شهر تغییر یافته و محلات و مناطق جدیدی بوجود آمده فاصله بین آنها را باید فضای سبز چه جنگلی و چه عادی پر کند که در آینده این مسئله نقش تهویه ای خواهد داشت . بی تردید نگاهی عمیق به این مسئله ما را به ضرورت نوعی ملی کردن فضا های سبز و تخصیص آنها به نوعی استفاده مشترک و مشاع بین همه مردم را راهبری می کند .
برای تاًمین فضای سبز سقز باید نسبت به اخراج صنوف مزاحم تدبیر جدی اندیشیده شود . در نهایت فقدان تفرجگاههای پیرامونی فردای بد تری را در این دیار کهن خبر می دهد برای.پیران، سالمندان و بازنشسگا ن باید خانه مهر ساخت پارکها را باید از وسائل تفریح مدرن هم برای جوانان و هم برای سالخوردگان خریداری و تکمیل گرد واین ابزار باید در محل های مناسب کار گذاشته شود که با این سرمایه گذاری میشود به سلامتی عمومی بها داد .
مسئله توزیع نامتناسب خدمات :
بسیاری از مسائل شهر سقز ، زائیده توزیع نا مناسب خدمات شهری است . مسئله ترافیک در چند سال اخیر خود یک معضل و مسئله ی بسیار سنگینی است . این توزیع نا مناسب خدمات شهری منتهی به نا برابریهای چشم گیری از محلی به محل دیگر گشته و در خلق محلات بر تر اثر کرده است .بلوار وحدت با آن همه جمعیت و تراکم هنوز شهرداری موفق به راه اندازی خطوط مینی بوس یا اتوبوس نگردیده در حالی که فقیر ترین قشر شهر در این منطقه سکنی دارند .سیستم فاضلاب سقز سالم نیست استشمام بوی نا مطبوع فاضلاب در تابستان و حتی در زمستان مردم جامعه سقز را تا سرحد بحران عصبی پیش رانده ،بنا براین ایجاد شبکه عمومی فاضلاب از خواستهای بحق مردم است عدم کنترل آب مصرف شده :.
امروز تصفیه شدن آبها برای سازمان آب هزینه های سنگینی بر میدارد که متاً سفانه بخش عظیمی از این آب تصفیه شده هرز میرود و آنهم بد لیل اینکه شبکه آبرسانی امکان مهار کردن آبهای مصرفی را بطور کامل ندارد ، لوله های شبکه آب قدیمی و اکثراً بر اثر زمستانهای سخت و شکننده پوسیده و خسارات زیاد به مردم و معابر و خیابانها می زند .
خروجی های شهر سقز :
ترافیک شهر سقز بعنوان یک مسئله اساسی به دهلیز های خروجی نیازمند است ، زیرا خیابانهای و خروجیها متناسب با جمعیت 50 سال پیش ساخته شده که امروز با ازدیاد میزان ارتباطات و داد و ستد ، خروجیهای سقز بسیار نا توان و ناکشند .از این رو از سه طرف شهر سقز مستحق دهلیزهای خروجی یا شاهراهای پر کشش تازه می باشد .بدی وضع ترافیک آسیبهای روزمره دارد به عنوان مثال میزان تصادفات منجر به مرگ هم اکنون نرخی چهار برابر شهرهای دیگر استان دارد .با افزایش آهنگ کنونی وسایط نقلیه خصوصی که سد ی در راه استفاده از وسایل نقلیه عمومی است می طلبد مطالعات جدید و جدی برابر با اصول صورت پذیرد .
مسئله مسکن :
سقز بعلت کوهپایه بودن دارای تراکم جمعیت در واحد است .فقدان یک برنامه صحیح مسکن جهت نیازمندیهای عمومی بخصوص برای طبقات کم در آمد موجبات مشکل فعلی را فراهم آورده که اسا س مشکلات ناشی از مسکن در سقز را به سه دسته می توان تقسیم کرد .
1- مسئله زمین و افزایش بی بند و بار قیمت آن و خرید مساکن قدیمی و کاراژ ها و کاروانسراها و تبدیل آن به آپارتمان .
2- مسائل اعتباری مسکن .
3-مسئله تشکیلات صحیح و مجهز جهت اجرای برنامه های تاًمین مسکن .
مسئله گرانی زمینن به علت عدم وجود سیاستهای کافی کنترل کننده قیمت زمین مسئله مسکن را مستقیماً به مسئله زمین مربوط نموده است ، بطوری که اغلب موارد قیمت زمین یا مساوی با قیمت ساختمان و یا بیشتر از آن است و مردم طبقات کم در آمد و حتی با در امد متوسط که قدرت محدودی برای پرداخت اجاره بها دارند استطاعت خرید این نوع زمینها را ندارند .در نتیجه زمینها و منازل قدیمی در اختیار بورس بازان حرفه ای زمین قرار گرفته و جماعتی هم از راه در آمد های بی واسطه خریدار اینگونه مکانها هستند و جوانان و تحصیل کردگان نیز از دور نظاره گر و بازدید کننده این قبیل پاساژها .
از نظر اعتباری نیز باید گفت به طور کلی اعتبارات مسکن در مجموع سیستم تاًمین اعتبار کشور و استانی رقم نا چیزی را تشکیل میدهد و وامهای تخصیصی یا بسیار ناچیز و یا بدلیل شرایط زیاد غیر قابل دریافت است .
عدم توجه به بناهای قدیمی و مجموعه های معماری سقز :
شهر سقز از گذشته های دور بخش قابل ملاحظه ای را از بناها و مجموعه های معماری شهری را به یادگار حفاظت و نگهداری نموده است . این بنا ها به صورت پراکنده در سطح شهر قرار دارند .حفاظت ثروت های فرهنگی در شهر سقز مسئله ای است که هنوز به طریق منظم و در پیروی از اندیشه ای نوین که به بناها با توجه به مو جودیت محیطی آنها نظر کند ، صورت نگرفته است . گفتیم که در شهر سقز بدون توجه به ارزشهای معماری نهفته در بافت قدیمی آنها دستخوش تغییر شکل های زاده شهر سازی نوین قرار گرفته و بخشهای قا بل توجهی از سطح کهن خود را به ( شهر سازی مدرن) تعویض نموده است ، و بدون توجه به بافت قدیمی و بدون ارزشیابی بناهای بخش های قدیمی ، از نقطه نظر فرهنگی، اقتصادی و فنی ، نسبت به تخریب و تغییر شکل آنها اقدام می شود در صورتیکه در سقز بلحاظ تاریخی می بایست از یک جاذبه توریستی منطقه ای و جهانی بر خوردار باشد در صورتیکه از عهده انجام این نقش بر نیامده اند .
سقز در اجرای بعضی از اصول مثل توسعه آپارتمان نشینی و ایجاد بناهای بیش از چند طبقه یکسویه عمل میشود ،به این معنی که اولاً محاسن و معایب این کار کارشناسی و سنجیده نشده ثانیاً در انتخاب محلاتی که در آن بیش از چند طبقه ساخته شود دقت کافی به عمل نمی آید .امروزه در سقز مسئله مسکن و زمین گره کوری شده و نوعی اقتصاد کاذب را موجب گشته و در این رابطه هیچگونه قوانینی کار ساز نبوده تا در خرید و فروش اراضی دخالتی داشته باشد .
چند نرخی بودن اجناس و میوه و تره بارو ارزاق عمومی که خود یکی از عوامل گرانی و مشکلات شهروندان است مقالات دیگری را می طلبد .
محمد صدیقی- سقز مهرماه سال 1388
رێ ورهسمی رێزگرتن له پیران وبهساڵاچوانی سه قز بهرێوه چوو
سهرله بهیانی رۆژی یهکشهممه رێکهوتی 12 رهزبهر رێ و رهسمێکی به شکۆ له لایهن شهبهکه بێهداشتی شاری سهقز له هۆڵی گشتی نهخۆشخانهی تهءمین ئیجتماعی سهقز به بهشداری کۆمهڵێکی بهرچاو له پیران وبهساڵاچوان و مامۆستایان و هۆنهرمهندان له کاتژمێر 10 ههتا 12 بهرێوه چوو
لهو کۆڕهردا سهرهتا پێش کهشکاری بهرنامه کاک مستهفا ئاسوور بهخێرهاتنی میوانانی کرد پاشان بهرێز دوکتور فهیزوڵڵا گوڵکار بهرپرسی دایرهی شهبهکه بێهداشتی سهقز له وتارێکدا ژیانی خانهنشینی و بهساڵاچووی شرۆڤه کرد
دوای ئهو هونهرمهندا ن حسهین والیدی و حهمه داڵوویی به زهرب و گۆرانی و نهرمه نهی کۆڕهکهیان رازاوهتر کرد
دوا به دوای ئهوان گرووپێکی شانۆیی له رابتهکانی شهبهکه بێهداشت شانۆیهکیان پێش کهش کرد
دوای ئهوان شاعیر حهسهن ئهمینی چهند کۆپله شێعری پێش کهش کرد
له بهشێکی دیکهی رێ ورهسمهکهدا مامۆستا عیرفان ساحێبی له روانگهی دهروونناسیهوه ژیانی بهساڵاچوانی شی کردوه
دواین بهشی کۆڕهکه پێش کهش کردنی چهند خهڵات به مامۆستایانی خانه نشین و به ساڵاچووی شار بوو.
جێی ئاماژهیه بهشداری هونهرمهندان و نووسهران و خۆشنووسان بهڕێزان محهممهدپووریان سادق عیرفانی و پهپوو سدیقی و نافێع عهلایی نیا گهرم و گوڕییهکی بهشکۆی دابوه کۆڕهکه.




هونهرمهندی شانۆکار سالارسوڵتانپوورساڵی 1360 ههتاوی له شاری سهقز له دایک بوه
خوێندنی له قوتابخانهکانی سهقزهوه دهست پێ کردوه . ههر له سهردهمی قوتابخانهوه له لایهن مامۆستایهک به ناوی خاکپوور بههرهی هونهری تێدا بینیهوهرو هانیدا بۆ گۆڕهپان وبواری شانۆ ، دواتریش له رێگای هاندانی به جێی مامۆستا ئهحمهدی ساڵحی و ههروهها دهورگێڕانی له شانۆی لهیلای کاک سهلاح محهممهدی ...سهرهنجام بوهته ئهندامی چالاکی گرووپی شانۆی "ئاناهیتا" که ئێستا ماوهی 14 ساڵه بێ پسانهوه لهو بوارهدا ههوڵ و چالاکی بهرچاوی ههیه.
کاک سالار سوڵتانپوور له ماوهی ژیانی هونهری خۆیدا کۆمهڵێک چالاکی هونهری ههبوه که بهشێکیان ئهمانهن
تێپهڕاندنی دهورهیهکی فێربوونی شانۆ له لای مامۆستای گهورهی سینهمای ئێران (ئهمین تارۆخ)
تێپهڕاندنی چهند دهورهی تری فێربوون له لای مامۆستایانی دیکهی شانۆی سهقز
بهشداری کردن و دهورگێڕان له شانۆگهلی وهک
سهراب ، بهند ، یهکهم یاری ، لهیلا ، ئهفسانهی چیای ئاگری ، ئاوازی گیسوانی دهریا ، خهج وسیامهند ، مهم وزین ، بازباران ، خهرم شیر ، قاوهی قهجهری ، خیابانی فهراری ، سهیدهوان و گهلێ کاری دیکهی هونهری .
.
کاک عوسمان سهعیدی مامۆستاو راهێنهری وهرزشی ساڵی 1338 ههتاوی له شاری سهقز له دایک بوه و ئێستایش ههر له شاری سهقز دا نیشتهجێیه سهرهتاکانی سهرکهوتنی شۆڕشی گهلانی ئێران واته ساڵهکانی 57 و 58 کاک عوسمان به پلهیهکی زۆرباش دیپلۆمی ئیقتسادو ئابووری له شاری سهقز وهر گرت که به هۆی ههل ومهرجی تایبهت بهو کاتهوه نهیتوانی بچێته زانکۆ ودرێژه به خوێندن بدات ...
مامۆستا عوسمان سهعیدی له رشتهی وهرزشی ههمهگانی دا ساڵههایه مامۆستاو راهێنهری وهرزشیه و له ساڵۆنه وهرزشیهکانی سهقز ئێواران ئهو رشتهیه به شێوهیهکی عیلمی به قوتابیانی تهمهن ههڵکشاو به ساڵاچوودا دهڵێتهوه..
خۆی دهڵێ خوالێخۆشبوو شێخ ناسێح حهسهنی یهکهمجار هانی دام بێمه نێو گۆڕهپانهکانی وهرزشهوه و کاک محهممهدفرووزش و خوالێخۆشبوو کاک سدیق مورادی به یهکهم مامۆستاکانی خۆی دهزانێ .
کاک عوسمان سهعیدی له گهڵ ئهوهی که بۆ دابین کردنی بژێوی بنهماڵهکهی رۆژانه ئیش وکاری شۆفیڕی تاکسی یهو به شێوهیش له خزمهت خهڵکدا ههیه ئێوارانیش له سالۆنه وهرزشیهکان دا وهک مامۆستایهک دهوری بهرچاو له هاندانی کوڕان وکچان و ههموو چین وتوێژهکانی کۆمهڵگا دهبینێ که وهدوای وهرزش و لهش ساخی بکهون و له ژیانی خهمۆکی و نائومێدی دووری بکهن.


ماموستا و راهینه ری وه رزش

هه موو سه قزيه ك ناوي حه مه قالاوي بيستوه
واچاكه شيوه يشي ببينن خوالي خوش بوو كاكه حه مه پيشتر خه كي گوندي خورده لووكي له ناوچه ي سه رشيوي سه قز بوو كه له شاري سه قز دا به هه ژاري سه ري نايه وه
دیمانهیهک له گهڵ شاعیر رهحیم لوقمانی

شاعیر رهحیم لوقمانی لیسانسی ئهدهبیاتی فارسی ههیهو ئێسته مامۆستای قوتابخانهکانی شار سنه یهو خهڵکی شاری سهقزهو کهسایهتیهکی شێعری کوردستان به تایبهت کوردستانی ئێرانه که ساڵانێکی زۆره له بواری شێعرو نووسین و وهرگێڕان و کۆکردنهوهی بابهته فولکلۆڕیهکان دا چالاکهو ههتا به ئێستا سهرهڕای کهندوکۆسپی زۆر له سهر رێیدا دووبهرههمی کتێبی "زامستان" شێعرو "فاشێزم چیه " وهرگێڕان پێش کهش به کتێبخانهی کوردهواری کردوه.ههروهها ئهمبابهتانهیشی ئامادهی بڵاوبوونهوهیه :
دهنگی باران" کۆمهلێک شێعر بۆمناڵان ..........ئامادهی چاپه.
"کۆماری بێدهنگی" کۆمهڵهشێعرێکی تازهیه........ که ئامادهی چاپه.
کۆمهڵێک ئهفسانهوچیرۆکی کوردی ناوچهی سهقز وموکریان ....ئامادهی چاپه.
"کهشکۆڵێک لهئهدهبی بێگانه" وهرگێڕانی چهند کورتهچیرۆک.... ئامادهی چاپه.
"کهرێک میداڵی وهرگرت" سێ چیرۆک بۆ زمانی تازهلاوان....ئامادهی چاپه "
وهرگێڕانی شێعرهکانی "شاندورپتوفی" .......ئامادهی چاپه.
نووسینی چهند کورته چیرۆک .... ئامادهی چاپ.
کۆی ئهم بهرههمانه هێنامانیه ئهو قهناعهته که دیدارێکی تایبهتمان لهگهڵ شاعیر رهحیم لوقمانی له رێکهوتی سهرماوهز ی 2707 کوردی ببێت که دهقی ئهو وتوو وێژه ئهخهینه بهر دیدهو سهرنجی بینهران وخوێنهرانی .
ئاماده کردنی: حهسهن ئهمینی
**********************************************
رهوتی ئهدهبی له کوردستان چۆن ئهبینی ؟
دهرهنجام و وڵامی دروستی ئهم پرسیاره کاتێک ئاشکراو بهرجهسته دهبێ ، که بهراستی ئهدهب و ژانرهکانی له رهوتێکی بهردهوام دا بێ و هیچ کۆسپێکی نههاتبێته رێ. بهڵام ئهمڕۆ که بهستێنێکی ئازاد بۆ رهوتی رووناکبیری و به تایبهت هونهروئهدهبیات بهدی ناکرێ و دهنگی شاعیرو نووسهر له هیچ تریبوونێکهوه ناگاته بهر دهنگی (موخاتب) خۆی ، چۆن بزانین رهوتی ئهدبیاتمان له چ ئاستێکی ناوخۆیی وجیهانی دایه ؟! خاڵی بهرجهستهو لاواز له رووی چی یهوهو به کام پێوهر دیاری بکرێ؟!
ئهگهر لێرهو لهوێ تاک وتهرایهک بهرههمێکی هێڵهک کراو به دهستی شاعیر چاپ دهکرێ یان له گوڤارێکی دهوڵهتیدا ستوونێکی کوردی پڕ دهکرێتهوه ، ناکرێ وهک سیمای راستی وتهواوکهری ئهدهبی کوردی لهم بهشهی کوردستان پێناسه بکرێن .
بوونی بهستێن وزهمینهی فکری رێ خۆش دهکا تا ههرچهشنه بزاڤێکی هونهری ، ئهدهبی کۆمهڵایهتی و .. گهشه بستێنێ و خۆی له ئاستێکی بهرۆژی جیهانیدا دیاری بکا . خاڵی بهرچاوی نیگهتیڤ و پوزهتیڤیش ئهودهم باشتر خۆی دیاری دهکات.
بهرهی نوێ ، سوننهتی و ناسیونالیزم چۆن تاوتوێ دهکهی؟
پێش کهوتن ، تازهبوونهوهی بهردهوامی ژیانی مادی بێ گومان کار دهکاته سهر لایهنهکانی دیکهی ژیان وهک هونهر ، ئهدهب ، ئهندێشهی کۆمهڵایهتی ، ئایین و... ههرنوێگهرییهک که له ناو زهمینهی پێش خۆی رسکا بێ له بیروباوهڕی کۆمهڵگا باشتر وپهسهندتر جێدهگرێ.
شێعر که زادهی دهروونی مرۆڤه پاش ههردهورهیهک تازهبوونهوهی پێویسته یان بهردهوام له رهوتی گهشه سهندن وتازهبوونهوهی خۆیدایه . وهک چۆن پێستی مرۆڤ پاش دهوریهکی کورت کاژ فڕێ دهداو تازه دهبێتهوه .
بهڵام زهمانی ئاڵوگۆڕی ئهدهبیات درێژخایهنهو زهمان وزهمینهی پێویستی دهوێ .
ههمیشه زۆرکهس ههوڵیان داوه که له چوارچێوهکانی باوی سهردهم و پێشتر ، خۆیان دهربازکهن . زۆربهی دهنگی بهرهی نوێتر که دهبیسم له سهر شکاندنی زمان وفوڕمه . ههرچهند زمان وفوڕم له بنهماکانی شێعرن ، بهڵام به تهنیا گرنگی دانی ئهم لایهنه ، دهبێته هۆی لاوازبوونی لایهنهکانی دیکهی شێعر (خهیاڵ ، سۆز، جوانکاری ، داهێنان وێناکردنی تازهوئهندێشهوپهیام ) رهنگه ههندێک له تازهکاران به شکاندنی ههنجارێک له چهند کورته شێعردا یان به هێنانی چهند وشه زانستی یان له فهرههنگی تهکنولۆژی مودێڕن – که بوونهته بهشێکی ژیانمان – قهناعهت بهوه بکهن که شێعرهکهیان باوی سهردهمی شکاندووه و تهواو مودێڕنه ! بهڵام ئهگهر لایهنهکانی دیکهی شێعرو رهوتی پێش خۆیان وشێعری کلاسیکی نهتهوهکهیان به باشی نهناسن ، بهرههمهکهیان تهمهن کورته و له ناو خهیاڵ وبیری بهردهنگی خۆی (موخاتب) و کۆمهڵگا ریشه داناکوتێ.
تایبهتمهندییهک له شێعری کوردیدا – له باری فکر و پهیامهوه - ههبوو – که تا ئهمڕۆش به جۆرترین و شێوازگهلی جیا جیا دهنگی داوهتهوه ؛ ئهویش مهسهلهی نهتهوهو خۆشهویستی خاکه ! پێش لهوهی دهمارگرژێکی تورک ، عهرهب ، فارس وهک نهتهوهی باڵادهستی سهدان ساڵهو ماستاوکهرهکانی خۆیشمان به ناسیونالیزم و نهتهوه پهرهست تاوانبار بکهن ، با ئاوڕێکی مێژوویی ئهم میللهته بدهنهوه . کام میللهتی دنیا ههیه وهک ئێمه به درێژایی تهمهنی مێژوو ژینوسایدو غهدری دڕندانهی لێ کرابێ؟!
کێ وهک ئێمه له سهر خاکی خۆیشی سهرهتایی ترین مافی ئینسانی یان به قهدهر ئاژهڵێک مافی ئهویشی نهبێ به زمانی خۆی بخوێنێ و ...
کاتێک هونهرمهندێک ، شاعیرێک له ناو ئازاری نهتهوهی خۆیدا بژی چۆن ئهو ههموو کارهساته کار ناکاته سهر بیروههست وهونهری؟!
شێعری ئهو گهلانهی که بهشێکی ژیانیان بۆ بهرگری کردن له خۆیان بوه ههر بهم ئاستهدا تێپهڕیوه و ههربهوبۆنهشهوه وهک نموونهی بهرجهستهی شێعری له دنیادا ناسراون وکهسیش پێی نهگوتون ناسیوزالیزمی بهرچاوتهنگ !! وهک به ئێمهی دهڵێن . وهک شێعری فهلهستین ، ئهمریکای لاتین ، ئهفریقای رهش پێست و ئهوگهلانهی زهمانێک مهستهعمهره بوون (کهچی له ئێمه باشتر دهژیان) من ئهو جۆره بیرۆکه نابووته رهت دهکهمهوه که شێعری میللهتێک به نهتهوهپهرهستی تاوانبار بکرێ .
ئهم بیرۆکهی دهسهڵاته . بۆچی تا زهمانێ به کولتوورو زمانی ئهوان بیر دهکهیهوه مرۆڤێکی مودێڕن وپێش کهوتوویت ، بهڵام که ئاوڕت له زمانی خهم وئازارهکانی سهدان ساڵهی نهتهوهکهی خۆت بدهیتهوه ئیتر دهبیته دێو ودرنج ورهگهزپهرهست و...
ئهگهر شاعیری کورد له نیوهی سهدهی بیستهوه تا به ئهمڕۆ باسی ئازادی ونانی کردوه . چونکه میللهتهکهی نهیبوه . ئهگهر باسی کوردستانی کردوه بهڕاستی بۆ ئهونهبوهو لێی داگیرکراوه. هونهروئهدهبیات به گشتی زادهی بارودۆخی مێژوویی وکۆمهڵایهتی ، رامیاری کۆمهڵگایهو به جۆرێکی راستهوخۆ یان ناراستهوخۆ رهنگدانهوهی ژیانی مادی وفکری وفهلسهفی کۆمهڵگای له سهره .
ئهرکی شێعر له ههلومهرجی ئێستادا چیهوچۆنی دهبینی؟
بهڕای من پێش ههمووشتێک ئهرکی شێعر ، شێعرییهت وهونهره به زمان وخهیاڵی دهوڵهمهندی شاعیرانهوه . ئهگهر شێعر وهک کهرهسهیهک چاوی لێبکهین که له خزمهتی ئایدۆلوژیاوبیرۆکهیهکی تایبهت بێ ئهوه ئیتر شێعر نییهودهزگایهکی راگهیاندنهو بهس . رهنگه ههر دهسهڵات وسیستمێک بۆخۆی شتی وای ههبێت . ئهوانه خیتابی رۆژوسیاسهتن و رۆحی شاعیرانهیان تێدانییه . بهڵام شێعری راستهقینهی رهها، رۆحێکی سهرکهش ورههای خۆی ههیه که دهتوانێ . ئهشق وسۆزوخهموناکامی وشادی ومهسهلهی کۆمهڵایهتی وسیاسهت وفهلسهفهش داگیر بکا وشێعرییهتی خۆیشی بپارێزێ که زمانهکهیهتی .
شێعر له ئاستێکی بهرزترهوه دهڕوانێ بۆ سیاسهت وله سهنگی مهحهکی دهدا،
بهڵام سیاسهت وهک کهرهسته له شێعر دهڕوانێ و وهک کۆیلهیهک باری بێگاری پێ دێنێ و رۆحی وشک دهکات . شێعری ئهمڕؤ ههڵگری ههموو دهغدهغهکانی ژیانی مرۆڤی سهردهمه ، به تایبهت ئهو نههات وکارهساتانهی له جیهان ودهوروبهری شاعێردا، ههروهها له ناو ئینسانی هاوزمانی ئهودا رهنگ دهدهنهوه.
دنیای شێعری ئهمڕۆ وهک خهیاڵی مرۆڤ بهربڵاو وبێ سنووره به ئهشق و خهبات وشکست وسیاسهتیشهوه ، بهڵام دنیای سیاسهت( ئهمڕۆ) ئهوهنده بهرتهسکه ، ههرجێی درۆی سیاسهتبازانی تێدا دهبێتهوه. ئیتر دهنگی گهل ورهنگی گهل و حهزوخهم خواستهکانی دهروونی ئهوانی تێدا نییه.
له شێعردا ، ههر بهتهنیا لابردن و وهلانانی کێش وسهروا دهبێته نوێگهری ؟
کێش وسهروا (وهزن وقافیه) بهشێکی موسیقای شێعره . تهنیا لابردنی ئهو لایهنهو ئاوڕنهدانهوهی لایهنه گرنگهکانی دیکهی شێعر ، ههرگیز نابێته ههوڵێکی جیددی و داهێنانی تازهی شێعری . مهرجی سهرهکی بۆداهێنانێکی تازهو تازهتر پێش ههمووشتێک ئهوهیه ، شاعیر به ئاگای وزانیاری یهوه شێواو ئهزموونه شێعرییهکانی پێش خۆی و زهمانی خۆی به باشی ناسیبێ و ئهم به تهجروبهو زمانی تایبهتی خۆی له پهیکهرهی باوی شێعردا ئاڵ وگۆڕوداهێنانێکی وای به دی هێنابێ که کهس نهیکردبێ و له ئهنجامدا کارهکهی ببێته رێچکهیهک که بهرهی دواتر به دوای خۆیدا بکێشێ و بهرههمی له ناو خهیاڵ وبیری خوێنهردا شوێن دانێ وههروههایش له ناو ئهدهبی شێعری وڵاتهکهیدا رێ وشوێنی خۆی بکاتهوه .
خهڵک وهک جاران روو له شێعر ناکهن ، نزیک بوونهوهی خهڵک وشێعر چۆن دهکرێ ؟
یهکهم ههموومان باش دهزانین که ژیانی مادی ومهعنهوی خهڵک پڕژان و وێرانه. گرنگترین نیازی کۆمهڵ ئهمڕۆ پهیداکردنی بژیوه "نان" نرخی مادی وئهندێشهی دنیای سهرمایهداری تهنگی به مهعنهوییهتی ئینسانی ودنیای دهروونی مرۆڤ ههڵچنیوه . دهی جا ، شێعر له کهش وههوای ئاوا قیزهون دا ، له وێرانستانی دهروونی بێ باردا چۆن ریشه داکوتێ و له وشکه داری بێ باری فکری کۆمهڵگادا چۆن باڵا بکات وگوڵ بگێ؟ من ئهو حاڵهیش به تاوانی خهڵک نازانم .
ههمیشه دهسهڵاتان خهڵکیان بهو شێوه به وێرانی و بێ باری فکری دهوێ .
له لایهک به برسێتی وماتهم ورووخانی خهندهوشادی ...
له لایهکیتر به راست وچهپ ، ههڵخهو ههڵپهڕینی بێ بنهماو دوور له واقیعیهتی ژیانی خهڵک ، له راستیدا ماتهمگیروههڵخهی بێ شادی له دهروونهوه، له باری فکرییهوه چۆڵ وهۆڵ وێرانن..
دووههم هۆکارێکی دیکهی دابڕانی خهڵک له شێعر دهگهڕێتهوه سهر شێعر یان خودی شآعیر . چونکه شاعیر بیهوێ ونهیهوێ له ناو ئهوچوارچێوه فهرههنگی ، کۆمهڵایهتی ، ئایینی ، رامیاری وئابوورییهدا دهژی که خۆی و خهڵکیشی تێدا بهندن شاعیر ئهگهر شتێکی تازهی بۆ گوتن ههبێ به تهئکید دهبێ له گهڵ مرۆڤ ، بهردهنگی(موخاتب) کۆمهڵگای خۆی پێوهندی سۆزوعاتفی ههبێ .
ئهگهر به ههرناوێک ونیازێک له دنیای دهوروبهری خۆی دابڕێ ، بهرههمی وهک دارێکه له خاک ههڵکهندرابێ ، ریشهی بێ بژیو دهمێنێ و خۆیشی وشکایی دێ .
هونهرمهندێک نهتوانێ له ناو خهیاڵ وئهندێشهی بهردهنگی زمانی خۆیدا بژی ، تهمهنی شێعری کورتهو مهودایهکی بۆ ژیان و تهوهنهکردن نابێ . ئهگهر خهڵک بهرههمی شاعیرێک به بهشێک له دهغدهغهوخهون وتاسهکانی خۆی بزانێ،بێ گومان وهری دهگرێ و به هاوسۆزی له گهڵی دهژی .
ئێستایش پاش حهفتسهدساڵان ، حافز زمانی ئهندێشهو خهیاڵ وههستی ئێرانییهکانی داگیر کردووه . ئهم رازه له چیدایه ؟ حافز راستهوخۆ قسهی نهکردوهو شوعاری نهداوه . جۆرێکیش قسهی نهکردوه خهڵک لێی تێ نهگهن زمان یان شێعرییهت وهک هونهری حافز له گهڵ هزرو پهیام ، ههموو له ئاستێکی بهرزدان ، واته ههموو لایهنه گرنگهکانی شێعری بهرز راگرتوه . ئهوکاته ههر له دهورو زهمانی حافزدا شاعیرانێکی تر ههبوون که له سهر سهکۆکانی دهسهڵات دا ئازاد بوون وشێعریان دهگوت .
حافزیان بهوه تاوانبار دهکرد که موڕتهدده یان باسی مهمنووعهی " ئهشق" دهکات یان شێعری به جۆرێک بۆنی ئهندێشهی سیاسی لێ دێت ... و تهنانهت رێگهی هیچ مزگهوتێکی شێرازی نهبوو . کهچی ئهمڕۆ ناوی هیچکام لهو جۆره شاعیرانه نهماوه ، بهڵام حافز ههر لهگهڵ زهمان دا دهژی .
ئهمڕۆ ههندێ لای خۆشمان ناراستهوخۆ له زمانی دهسهڵاتهوه شێعر بهوه مهحکووم دهکهن که نابێ له شتێک بدوێ که رهنگ وبۆنی سیاسهت بدا ! شێعر تهنیا شێعرو هیچی تر . باشه ئهمڕۆکه دهغدهکانی ئینسانی سهردهم ، خهیاڵ وخولیاکانی ، هاواروتاسهکانی ( بهبیانووی ناسیاسهت ) له شێعر ئهگهردابڕین ئیتر خهڵک به چ ئاستێک له گهڵ شێعرماندا پهیوهندی فکری وعاتفی ببهستن و شێعر به زمان حاڵی خۆیان بزانن ؟
ئهمه له کاتێکدایه که له ژینگهی شاعیردا ، رۆژێک ههزاران کارهسات وجهنایهتی دژی مرۆڤایهتی روو دهدهن . ناشێ باس بکرێن چونکه سیاسهتن ؟!
شاعیری خۆمان بۆ جێژوانی چۆڵی پاوان(مهمنووعه) به تووڕهیی دهگری وفرمێسکی شاعیرانه ههڵدهڕێژێ و له گهڵ موبایلهکهی دهدوێ ...
کهچی ناشێ خودی ئهشق ببینێ که بهسهر داری بێ دهنگی شهقامهوه دهشکێتهوه !
شاعیر له وانهیه به چهواشه گوتنی خۆی خهڵک بهوه تاوانبار بکا که له زمانی دنیای خهیاڵی ئهو تێ ناگهن ، کهچی ئهو حهقیقهته تاڵه نابینێ که دهیان ملوێن هاوزمانی ئهو ، دهیان ملوێن ئینسانی بهردهنگی ئهو له زمانی خۆیان ( سهرهکی ترین مافی ئینسانی ) به دوورومهحروومن و...
له کۆتایدا دهڵێمهوه که هۆکاری ئهوهی خهڵک ئهمڕؤ له شێعر تهریکن با بهشی زۆری له خۆمانی بزانین .
شاعیر کێیهو کهسایهتی وپێگهی له ناو کۆمهڵگاو خهڵکی خۆی چۆنه؟
چی بۆ گوتن پێیهو بۆ کێی دهبێژێ وچۆنی دهبێژێ و... ؟





هونهرمهند شاهروخ خزری


اهروخ خزری


له ساڵی 1365 ههتاوی یهوه هۆگری هونهری وێنهگهری بوهو له کاتهوه بهردهواوم سهرقاڵی کێشانهوهی تابلۆکانیهتی که دیمهن و سروشت و جوانی کوردستان دهگرێتهوه
هونهرمهند شاهروخ خزری له درێژهی چالاکیه هونهریهکانیدا له شاری سنه کارگهییهکی هونهری به ناوی (هنرکده شاروخ) کردوهتهوه که ههر ئێستایش بهردهوامهو دهیان جار پێشانگای له شوێنهجیاوازهکاندا کردوهتهوه و چهندین جاریش له دیوارهکانی سنهو کرماشان پێشانگای دیواری دهست داوهتێ.
کاک شاروخ چهندساڵێکه له شاری سنه نیشتهجێیهو ههرئێشایش بهردهوامه له پهرهپێدانی بواری هونهری وێنهگهری .